مجمع ناشران انقلاب اسلامی

تاریخ انتشار خبر : سه شنبه 25/11/1390 15:32:56
مجمع ناشران انقلاب اسلامی
گزارشی از نشست ناشران انقلاب اسلامی

 

به نام خدا

توفیقی شد که در این نشست چند جمله ای که خلاصه اش در زیر میآید بگویم و با تشکر دوستان روبروشدم. البته ذکر شکرگزاری دیگران به این جهت بود که واقعا این چند کلمه درد دل دیگران بود که از زبان بنده بیان گردید.

مَنا مُنای ناشران انقلاب اسلامی

خب اینکه این مجمع آرزوی همه ناشران دینداری است که دغدغه ترویج معارف الهی را دارند جای انکار نیست؛ اما امیدی که به بار نشستن این مجمع هست بیشتر از خوف و نگرانی پیوستن به دیگر مجمع‌های ننشسته ببار و از هم‌گسسته نیست. از این رو، می‌طلبد که آسیب‌های مسیر را به خوبی بشناسیم و از هم اکنون رهزن ها را رصد کرده و از پیش پا برداریم.  برخی از آن آسیب‌ها و پیش‌نیازها را در زیر متذکر شده‌ام.

مشکل موازی کاری

چون دوست پیش از بنده سخن از موازی کاری داشتند و فرمودند قم از کارهای تهران خبر ندارد و یا در قم کتابهای ضعیف منتشر میشود باید عرض کنم این مشکل عام البلوی است. یعنی همه گرفتارند. در تهران گاهی دو انتشارات که تنها ده متر فاصله دارند در یک سال دو کتاب همسان یا هم موضوع با اندک تفاوت به بازار ارائه میدهند. در بیشتر موارد بر اثر ناآگاهی از تلاش دیگران است. متاسفانه در مواردی هم بر اثر نگاه ویژه به بازار داشتن است که با علم به بودن یک مکتوب خوب،  اثری را با کمی تغییر به بازار ارائه میدهیم. اما اینکه در قم کتاب دینی ضعیف احیانا چاپ میشود سخنی غیر قابل انکار است اما باید توجه داشت هنوز هم بیشترین کتابهای کارشناسی شده و ارزشمند دینی در قم منتشر میشود و یا نویسندگان آن از سرزمین مقدس قم است. چون چند سودجو جن زده شده و با شیطان محشور شده اند و روزی یک کتاب در این باره به بازار عرضه میکنند که نباید همه تلاشهای ناشران قمی یا نویسندگان قمی را نادیده گرفت. هنوز بیرق دین بردوش روحانیت در قم است و این سخنی غیر قابل انکار است. کارهای درست این زمانه بیشتر از قم صادر شده است تا جای دیگر.

متاسفانه نگاه متفاوتی که گاهی ناشران تهرانی به صورت تحقیرآمیز نسبت به ناشران شهرستانی بر زبان جاری میکنند ناشی از رفتار بزرگان قوم است. کسانی که در ارشاد تصمیمگیری میکنند. در حقیقت توجه ویژه نداشتن به شهرستان ها خودش تفاوت گذاشتن است. ناشران تهرانی در کنار تمام امکانات به سر میبرند و از همه نعمت ها بهره میبرند ولی شهرستانی ها دور از مرکز و برای انان امکانات دور از دسترس. از محروم کردن هایی که شهرستانی ها به حساب نمی آیند فعلا گفتگویی نمیکنیم. به نظرم لازم است که گاهی جلسه ای گذاشته شود و تفاوت ها را لیست کنیم شاید بشود در آن چیزی یافت که به نشر کشور کمک کرد. نمیدانم چرا بعضی فکر میکنند نشر کشور یعنی نشر تهران. این موضوع آنقدر جدی است که مرکز تولید معارف دینی یعنی قم نیز در معادلات و گفتگوها با اندک بهانه ای نادیده گرفته میشود.

حل مشکل توزیع از رهگذر تولید آثار فاخر

هر چند مشکل اصلی ناشران توزیع تولیدات شان است لکن گیر اصلی در تولید است. ناشرانی که هزینه تولید خوب را نمیپردازند هزینه زیادی باید برای فروش  و توزیع محصولاتشان پرداخت کنند. مجمع ناشران انقلاب اسلامی میتواند با تشکیل کلاسهایی یا ارسال کتابهایی و ایجاد حمایتهایی مبتنی بر رعایت اصول درست تولید محتوا و تولید محصول با کیفیت ناشران را به سوی تولید آثار فاخر سوق دهد. در آن صورت خرید آن آثار با معرفی مجمع از سوی وزارت ارشاد نیز کاری سهل و مفید و مثمر ثمر خواهد بود.

توجه به نیروی انسانی 

ما مشکلات زیادی در عالم نشر میبینیم و پر روشن است که این مشکلات به دست نیروهای خوب درست شدنی است؛ اما وقتی که نیروهای انسانی بر اثر قدرنشناسی یا آسیب های دیگری که باید به خوبی شناسایی و مرتفع شود از دست بروند هیچ مشکلی در عالم نشر حل نخواهد شد. ما باید در کنار این همایش که به ناشران انقلاب اسلامی توجه کرده ایم به دیگر عوامل این مسیر نیز توجه نماییم. نشر بدون پدیدآورندگان یک کتابفروشی است و شاید بتوان اسمی دیگر برای آن انتخاب کرد. بررسی آسیبهای پیش روی نشر و یافتن راهکار یکی از وظایف تشکلهای ارزشی مانند منا است. چرا مولفان ارزشی ما یواش یواشی و یکی یکی به سمت غیر ارزشی نوشتن یا ناشران غیر ارزشی میروند؟ برخی توقف کرده اند، برخی پشیمان شده اند، برخی دلگیرند، برخی چپ کرده اند، برخی زده شده و سراغ کارهای دیگری غیر از نوشتن رفته اند. اینها چیزهایی است که گاهی خودساخته است و گاهی بر اثر غفلت به وجود آمده ما باید عوامل فرسایش نیروهای انسانی را به خوبی بشناسیم و آنها را مورد توجه قرار دهیم. سوال مهم این است:‌ ما برای تقویت نیروهای انسانی خود چه تدبیری داریم؟

بعد از صحبت های بنده آقای دری در جلسه گفتند باید به نویسندگان و دیگر عوامل تولید توجه داشت زیرا نشر بدون مولف و تصویرگر و دیگر عوامل تولید چیز بی مفهومی است که دوست نویسنده ای که همراه من بود گفت: خوب شد شما مفهومتان را همراهتان آورده اید.

عوامل فرسودگی نیروی انسانی

نیروی انسانی که بار تولید محتوا را به عهده دارد به چند دلیل که برخی از آنها در ادامه می‌آید فرسوده وفروکاسته می‌شوند. مجمع باید برای دوری ناشران از این آسیب‌ها فکری بکند. متاسفانه همانگونه که برخی از مخاطبان کتابهای خوب را در این زمانه از دست داده‌ایم مولفان و پدیدآورندگان خوب را نیز گاها از دست داده‌ایم. برخی می‌پرند و به اون ور آب می‌روند و برخی هم می‌پرند و اون‌ور بام‌ می‌افتند. کسانی که در این چند ساله تغییر قلم داده‌اند و گاهی به بهانه تغییر نگاه و دید شاهد تغییر مبانی‌شان در نوشته‌هایشان بوده‌ایم کم نیستند. اگر نگوییم بیشتر که برخی نیز بر اثرگلایه‌ها یا مشکلاتی که می‌شد آنها را بهتر ازاین سامان داد دل‌بریدند و به دیگران پیوستند. من درباره قصور یا تقصیر آنان گفتگو نمیکنم چرا که زمانش جای دیگری است سخنم از چه کار می‌توانستیم بکنیم و بسیاری از انان را حفظ کنیم و غفلت کرده‌ایم است. سخن در مورد قصور یا تقصیرات خودمان است. سخن در این است که چه کنیم دیگر نیروهای انسانی فرهیخته را از دست ندهیم و آنان را درکنار اراذل و اوباش و بی‌بی‌سی و امثال آن نبینیم.

یکی از مسائل فرسایشگر  پدآورندگان مسیر طولانی کارشناسی  است. به ویژه زمانی که پس از طی زمانی نسبتا طولانی پدیدآورنده با جواب منفی مواجه می‌شود و شاید زمان عرضه اثرش به جای دیگر هم گذشته باشد و یانه  طی کردن این مسیر از سوی دیگر ناشر بسیار سخت و طاقت‌فرساست.

پس از ارزیابی مسیر بسیار طولانی تولید برخی ناشران است. برخی به نام پرهیز از شتابزدگی چنان مسیر تولید را طولانی می‌کنند گاه که نویسنده از داشتن چنان اثری غفلت می‌کند و به فراموشی می‌سپارد. هر چند شتابزدگی در تولید یک اثر نه هنگام تولید محتوا و نه در زمان تولید پیکر یک اثر پسندیده نیست ولی به نام شتابزدگی نباید وقت‌کشی‌های بی‌مورد داشت. این وقت‌کشی‌های گاهی به قمیت نویسنده‌کشی است. این درد بسیار تلخ و رنج‌اوری است.

همچنین گاهی پس از طی همه این مسیر طولانی به هر دلیل قبای درخور بر پیکر اثری ارزشمند پوشانده نمی‌شود و یک اثر مفید و اثرگذار تمام اثرگذاری خود را به خاطر بی‌توجهی به قالب درخور از دست می‌دهد و نویسنده را از انگیزه کار درست و قوی می‌اندازد. نویسنده دیگر نمی‌داند که فرزند و جگرگوشه‌اش را که به نام کتاب به بار نشانده در دامان کدام ناشری بگذارد که درست او را به بلوغ برساند.

شاید غم‌بارترین بخش خسته‌کننده پدیدآورندگی زمانی است که می‌خواهی اجری برای زحمات شبانه‌روزی‌ات بگیری! تسویه حسابهای غیر فنی، غیرکارشناسی، یا بهتر بگوییم غیر دینی چنان نویسندگان و دیگر پدیدآورندگان را رنج می‌دهد که گاه شغل عوض کردن و به جای قلم هر چیز دیگر به دست گرفتن را به آسانی آب نوشیدن کنار چشمه، یک شبه از عالم هنر و نوشتن اسباب‌کشی می‌کنند. ما باید یک سری فرمول‌‌های پذیرفته شده جهانی که هم‌آهنگ شده با فقه اسلامی باشد برای امور مالی نشر تولید کنیم و مسیر تولید نشر را کارشناسی‌تر کرده و کار هنری را نیز اقتصادی کنیم. برخی که توانسته‌اند خود را به خوبی در جامعه جا بیندازند خودشان نرخ می‌گذارند و ناشران هم ‌می‌پردازند ولی اگر هنوز گل نکرده باشی پرپرت می‌کنند. 

آرمانی بیندیشیم دم‌دستی اقدام کنیم

ما گاهی توجه نداریم که مقام تفکر و اندیشه با مقام عمل دو مقام متفاوت است. هنگامی که در اتاق فکر مینشینیم و آرمانهای آینده را مینگاریم باید مطلق فکر کنیم و بلند مدت برنامه ریزی کنیم و افق های دوردست را بنگریم؛ اما زمانی که میخواهیم کاری را شروع کنیم باید مقید به امکانات و نیازهای فوری خودمان باشیم. ما در مجمع ناشران انقلاب اسلامی باید به یک کار جدی بین المللی که قصد دارد انقلاب و فرهنگ اسلامی را جهانگیر کند برنامه ریزی کند؛ لکن باید از تهران کار را شروع کرد و به شهرستانها جریان داد. باید حضور پررنگ معناداری در نمایشگاه فرانکفورت هدف گرفت اما حضور پررنگی در تهران داشت و کتابهای دینی و انقلابی را به آسانی در اختیار مردم قرار داد. مردمی که نه خود فقر فرهنگی خود را ادارک میکنند و نه مسولین فرهنگی ای که قرار است برای آنان برنامه ریزی کنند. این تحقیق است و هرگز تحقیر نیست.

فقط هم شعار نمیدهم کارهایی که پیشنهاد میکنم کاملا قابل دسترسی است.

یک معرفی کتابهای خوب متناسب با اهداف مجمع در سایت منا و سوق دادن خریدهای ارگانهای انقلابی به سوی لیست تایید شده آن مجمع. البته معرفیها باید منطبق با معیارهای درستی باشد که به ناشران هم اعلام شود تا کتابهای در مسیر تولیدشان را منطبق آن اهداف و نیازها سامان دهند .

دوم حمایتهایی که میتوان از طریق مجمع سامان داد را هر چند به صورت کوچک، شروع کنیم. ایجاد نمایشگاه هایی که در آن تنها کتابهای درست دینی و انقلابی به مخاطبان عرضه شود و تسهیلات وزارت ارشاد نیز در آن به کار گرفته شود. باید طعم ماندن در مجمع و بهره جستن از نیتهای خیر را به ناشران انقلاب اسلامی چشاند.  قصه، تنها فروش کتاب نیست. ناشری که هزینه میکند و وقت میگذارد تا این مجمع به ثمر بنشیند، پس از چند جلسه اگر ثمره ای عملی نبیند و همواره وعده نسیه به او بدهند دلسرد شده و این مجمع را مانند همه مجمعهای جمع میشمارد. عزیزان مسئول باید توجه داشته باشند که  کار دست کم به عنوان موجبه جزئیه باید شروع شود.

سوم آشنا ساختن ناشران انقلاب اسلامی با تحولات نشر در دنیا. به نظر میرسد اگر جلسات از این پس به غیر از حرفهای قشنگ نتایج زیبا نداشته باشد کسی زیاد برای آن هزینه نکند. پیشنهاد میشود که در جلسات بعدی گزارشهایی کاربردی و یا آموزشهای کاربردی برای تغییر در انتشارات برای کسانی  که خواهان تحول در نشر خود هستند ارائه شود که آمدن خود به جلسات مجمع را توجیه شده بدانند. به عنوان مثال میشود یک گزارش جدی از نمایشگاه فرانفکورت، فرانسه، لندن یا ایتالیا به حاضرین داد و زمینه ای برای حضور ناشران در آن نمایشگاه را فراهم کرد.

ازکیفیت به کمیت برسیم

شاید شروع این مجمع با این تعداد کمی کم به نظر رسد لکن فئه قلیله همواره قلیل نیست اگر به پشتوانه کار درست جلو برویم از کیفیت برتر میتوانیم به کمیت والا نیز دست یابیم. همیشه کار خوب،  کار درشت نیست بلکه کار درست است که کار خوب تلقی میشود. بنابراین اگر کارمان را با کیفیت خوب شروع کنیم به کمیت مورد نظر هم خواهیم رسید. کدام گروه موفق است که دیگران برای عضویت در آن حاضر به هزینه کردن و پرداخت حق عضویت نیستند؟ شما حضور در این جمع را ارزشمند کنید دیگران هزینه میکنند و در جمع ما شرکت خواهند کرد.


 

خلاصه عرایضم چنین میشود:

انتظارات ما از منا به شرح زیر است:

   همفکری، سیاست گزاری و حمایت  برای تولید آثار فاخر و ارزشمند
    همکاری و حمایت برای شناساندن آثار و آثار ارزشمند انقلاب اسلامی
   آماده سازی بستر  پیدا کردن یاران تولید (برپایی جلسات هم اندیشی برای دیدار و آشنایی پدیدآوران آثار انقلاب اسلامی)
   آموزش و آشناسازی با ابزارهای تغییر انتشارات که در سطح جهانی از آن بهره میبرند
    آشنایی با سمت و سوی انتشارات در سطح جهانی از لحاظ شکلی و محتوایی
    ما در عرصه نشر معارف دینی نیازمند هم افزایی هستیم نه مشتری قاپی ( ما باید یاد بگیریم  سر یک سفره با هم هم سفره باشیم نه شکم همدیگر را سفره کنیم)
    برای رسیدن به یک سازمان قوی از حداقل ها باید شروع کرد

چند خبر دیگر :
ذکر کارگشا
ادبیات کهن و ادبیات کهن
ادبيات، زبان شيريني براي انتقال حكمت است
نادیده گرفتن حکمت ادیبان، ظلمي به ادبا و ادبیات
مصاحبه پیرامون انتخابات مجلس نهم با حجت الاسلام سبحانی نسب
 
نام و نام خانوادگی
 
پست الکترونیکی
 
کد امنیتی
لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید