بیماری مادر و ارتحال ایشان

تاریخ انتشار خبر : یکشنبه 7/3/1391 0:15:25
بیماری مادر و ارتحال ایشان
از دست دادن توفیق خدمتگزاری به مادر

روزی که این خبر را شروع کردم تازه از بیمارستان آمده بودم. شوق و شور چهار روز خدمت به مادر در بیمارستان نشاط خاصی به من داده بود. خواستم خبر شادمانی خود را از خدمتی که به مادرم کرده بودم در سایت ابراز کنم و خاطره ای از آنجا بنویسم که عنوان خبر را نوشتم و مشکلات امانم نداد. اما این شیرینی خدمت به مادر دو روز دوام داشت و خبرهای برادر بزرگم که حال مادر تعریف ندارد نگرانم کرد. نگران! از چه جهت؟ مادرم هشتاد و هفت سال عمر کرد و تقریبا تمامی آرزوهای کوچک و بزرگ خود را به جز رفتن به کربلا همه را برآورده میدید.  از اینکه از رنج کهولت و بیماری رهایی می یافت و  به آسایش میرسید ناراحت نبودم؛ بلکه باور داشته و دارم که خط اتصال روزی معنوی و مادی من از یک سو و دور نمودن بلاها از زندگی مادی و معنوی خودم به دعاهای مادرم بند بود. شاید نیازمند شرمندگی باشد که مادرم را هم بر اثر خودپسندی و خودخواهی دوست داشتم و دوست داشتم حالا حالا زنده میماند  و من از برکت او بهرمند بودم. 

هر چند غم رفتن آن بانوی متدین را روایاتی که این خط اتصالی خداوند به بندگانش را تا قیامت برقرار میداند میکاهد. و چنین باور دارم که دعاهای آن مادر دلسوز هنوز و همواره به دنبالم خواهد بود. و ای کاش بتوانم آنگونه که او میخواست طلبه ای اهل دین و آخرت گشته و تا پایان عمر بر این خط استوار بمانم. شدنی است اما خیلی سخت است. گر چه دعای مادر پس از ارتحال به دنیای دیگر همچنان برقرار است لکن گاهی رقیق میشود و نیاز غلیظ ما را کفایت نمیکند. چقدر دیر میفهمیم که نیاز ما به مادرمان فقط زمان جنینی و شیردهی نیست. خوش به حال کسی که تا پس از مرگش هم مادر دارد.

خدایا! از کوتاهی من در حق مادرم درگذر و او را مورد رحمت خود قرار بده. مادرم مرا در کودکی و بزرگی همواره متوجه تو و عنایات تو میساخت، مزدش را جوار رحمتت قرار ده و برزخش را روزهای آسایش و آرامشش بگردان. آمین یا رب العالمین.

تکمیلی

این روزها که نزدیک به دو هفته از رفتن مادرم به دیار باقی میگذرد، نبودنش را حس میکنم.  وقتی مادرت زنده هست، گاهی روزها و هفته ها میگذرد و بی وفا میشوی و یادت میرود به او زنگی بزنی؛ ولی چون هست و دعایش بدرقه راهت بوده دلتنگ نمیشوی و نبودنش را کنار خودت احساس نمیکنی. اما وقتی مادرت پیش خدا میرود دیگه مهر مادری را تنها با نگاه خدا گره میزند و دعایت میکند. گویا اگر خدایی باشی او نیز که در جوار خداست دعایت میکند و اگر دور شده باشی از خدا، دعایی در کار نیست. هر چه باشد دلتنگی امروز من به خاطر نبودن همان مادر پیری است که روی تخت بیمارستان افتاده بود و نمیتوانست تکان بخورد. مادر مادر است، چه آن جوانی که برای رشد تو صبح تا به شب میدوید و چه آن زمانی که برای سلامتی تو صبح تا به شب دست به دعا داشت و زیرلب خدایا حفظش کن زمزمه میکرد.

خدایا مادران خوب ایمانی ام را برای من و برادران ایمانی ام حفظ نما و ما را قدردان مادرانمان قرار ده.

چند خبر دیگر :
نکته ای لطیف از طلبگی من
واحدهای شمارش
دارا یا ندار؟
به بهانه آموزش زبان انگلیسی
امتحان دکترا PHD
نظرات کاربران

با سلام انا لله و انا اليه راجعون درگذشت والده محترمه تان را تسليت عرض نموده براي جنابعالي و بستگان محترم صبر و اجر و براي آن مرحومه غفران آرزو دارم

کل نفس ذائقه الموت با عرض سلام خدمت حاج اقاي عزيز غم فقدان مادرگراميتان به شما وخاندان محترمتان تسليت مي گويم. خدارحمتش کند.

خداوند تمام پدر ومادرهای دنیا را بیامرزاد مخصوصا پدر ومادر شما عزیز گرامی

 
نام و نام خانوادگی
 
پست الکترونیکی
 
کد امنیتی
لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید