نکته ای لطیف از طلبگی من

تاریخ انتشار خبر : پنج شنبه 11/3/1391 19:55:11
نکته ای لطیف از طلبگی من
خاطره ای بیمارستانی

روزی پشت در اتاق عمل منتظر بودم تا مادرم را از اتاق عمل بیرون بیاورند. چون میدانستم لحظاتی که سپری خواهم کرد به سختی گذشته و اگر ذهنم را به کاری مشغول نکنم لحظات انتظار در حکم شکنجه عمل خواهد کرد، کتابی با خودم برداشته بودم و مطالعه میکردم. یک بیمار که لباس بیمارستان پوشیده بود با هیبتی خاص آمد بالای سرم و پرسید: حاجی چطوری؟

گفتم: الحمد لله.

گفت: چه کار میکنی؟

گفتم: خدا را شکر!

گفت: تو که داری مطالعه میکنی، خدا را شکر نمیکنی!

گفتم: مطالعه هم خودش شکر نعمتهای خداست. و چنین حدس زدم که رفیق ما یا دلتنگ شده و میخواهد با یک طلبه شوخی کند و دلش باز شود و یا چون گمان میکند هم اندیشه او هستم خوشش آمده است. طبق مثل معروف.

گفتم: تو چطوری؟

گفت: قرار است مرا ببرند اخوان! (بیمارستانی برای بیماران روانی!)

لیوان آبی دستش بود که نگران بودم مرا خیس کند. چون اگر آن بیمار، مرض هم میداشت میتوانست چنین خبطی را مرتکب شود. نگاهی به کتابم انداخت که در حال مطالعه بودم. عکس یک بادبادک برای او جلب توجه کرد و گفت: بادبادک هم داری! بادبادکت را هوا کن!

یک نگاهی به او انداختم و گفتم: الان که باد نمیاد! بادبادک با باد هوا میرسه صبر کن هر وقت باد اومد صدات میکنم با هم هوا کنیم. جوان خوش سیمای بیمار ما، ما را گونه ای دیگر از آخوندها یافت و رفت.

ولی به هر حال  هر وقت کسی خواسته با من شوخی کند با یک شوخی مطابق آن با هم دوست شدیم. اگر آخوند قدری حوصله کند واقعا میشود تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد. شمارگان دفعاتی که جوانهایی که میخواسته اند با من شوخی کنند و در تور تبلیغی بنده گیر افتاده اند کم نبوده است. اما حوصله و کمی صبوری لازم دارد. نباید زود کم حوصله شد. بسیاری از کسانی که به قصد شوخی می آیند تصوری کاملا غلط از طلبه در ذهن دارند. بسیاری از کسانی که در تور بنده گیر می افتند میگویند کاشکی همه آخوندها اخلاق شما را داشتند. و من میگویم: بیشتر طلبه ها اخلاقشان بهتر از من هستند ولی شاید همه مهره ماری که من دارم نداشته باشند. گاهی هم شاید بخواهید به یک طلبه نزدیک شوید.  گاهی شما به گونه ای با طلبه برخورد کنید که او نیز آن روی خوش محمدی را نشانتان دهد.

البته من برای جوانان چنین میگویم که هم سعه صدرشان بالا رود و هم از طلبه گریزان نشوند؛ لکن به طلبه ها که برسم میگویم راه نفوذ در قلوب بندگان خدا را یاد بگیرید. حیف است به خاطر اینکه قدری خرمهره ارتباط عمومی گردنیاورده ایم از سعادت هدایت دیگران محروم شویم. حیف است جوانان ما عمری را به خاطر نادانی خودشان یا مرض دیگران از همنشینی با روحانیت محروم شده و از لذت انس با روحانیت و کسب معنویت بی بهره بمانند. شاید ما هم کوتاهی کرده باشیم.


 

 

چند خبر دیگر :
واحدهای شمارش
دارا یا ندار؟
به بهانه آموزش زبان انگلیسی
امتحان دکترا PHD
امتحاني سخت
نظرات کاربران

سلام خوب بود

 
نام و نام خانوادگی
 
پست الکترونیکی
 
کد امنیتی
لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید